تبليغاتX
قلم

قلم

ادبی


سومين نامزدي بهبهاني براي دريافت جايزه ادبي نوبل
آرزويي كه برآورده مي‌شود
 

اميلي امرايي:«جايزهء نوبل براي هر ملتي افتخار است. اگر نصيب ايران هم بشود كه بهتر، وگرنه بايد صبر كرد تا وقت‌اش برسد. نويسندگان فعال و تاثيرگذار كم نيستند و انتخاب در اين ميان كاري دشوار و غيرقابل پيش‌بيني است.

سيمين بهبهاني حالا براي سومين‌بار به عنوان نامزد جايزهء ادبي نوبل به اين ليست راه پيدا كرده است. يك بار در سال 1997 و بار ديگر در سال 2001. اما او مي‌گويد: «بايد صبر كرد، كانديدا شدن براي هر كسي مـمكن است و حتي هر نويسنده‌اي مي‌تواند خودش را كانديداي دريافت جايزهء‌نوبل كند. اما امسال انجمن‌هايي كه در آمريكا و اروپا براي من به مناسبت تولد 80 سالگي‌ام بزرگداشت برگزار كرده بودند، طي بيانيه‌اي مرا به عنوان كانديدا به اين آكادمي معرفي كرده‌اند.

بهبهاني كه طي چند ماه اخير به دليل بيماري به آمريكا سفر كرده بود در سلسله بزرگداشت‌هايي كه توسط ايرانيان مقيم خارج از كشور و انجمن‌هاي ادبي آمريكا برگزار شده بود شركت كرد.

روزنامهء واشنگتن پست دربارهء استقبال از اين شاعر ايراني نوشت: «او صداي رساي شعر ايران است. آن‌قدر كه حتي بعد از ترجمه باز هم اين روح واژه‌هاست كه مخاطب را جذب مي‌كند، خود واژه براي او تنها يك ابزار است.

بهبهاني در حال حاضر به عنوان نمايندهء زندهء شعر ايران مطرح است. او در كنار احمد شاملو شاعر ايراني فقيد طي اين چند سال شعر ايران را به اروپا و آمريكا معرفي كرد. بهبهاني امسال براي سومين‌بار از سوي انـجمـن‌هـاي ادبـي همچـون كـانـون نويسندگان ايران، كانون نويسندگان مدافع حقوق بشر سازمان ملل و چند انجمن ديگر به آكادمي جايزهء ادبي نوبل در استكهلم معرفي شده است.

بسياري معتقدند كه اگر آكادمي نوبل امسال قصد داشته باشد يك شاعر را به عنوان برندهء نهايي انتخاب كند شانس بهبهاني در اين ميان زياد است. البته تنها در صورتي كه داوران اين بخش تنها بهبهاني را در نظر بگيرند و به حواشي اين ماجرا توجهي نداشته باشد.

بهبهاني خود را بيش از هر چيز نامزدي از سوي هموطنانش مي‌داند. او مي‌گويد: «من ديگر حالا در آستانهء 80 سالگي هستم و ديگر فكر مي‌كنم شهرت نمي‌تواند دست‌هايم را بلرزاند، اما به هر حال اين جايزه به من و هر ايراني ديگري كه تعلق بگيرد نگاه ديگران را به سوي ايران جلب مي‌كند. ما در شرايطي هستيم كه جهان سياست‌زده تمام تلاش‌اش را مي‌كند كه به ايران بي‌توجهي نشان دهد. ما به نوبل و جــوايــز ايــن چـنينـي نيـازمنـديـم. محدوديت‌هاي زبان فارسي و دشواري ترجمه همگي عواملي هستند كه به حد كافي دور ادبيات و شعر ايران حصار مي‌كشند و ما به چنين چيزهايي نيازمنديم.

دكـتـر عباس ميلاني اين بار خبر كانديداتوري او را در ليست اوليهء نامزدهاي سال 2006 مژده داد. بهبهاني مي‌گويد: «دكـتـر ميلاني در دانشگاه استنفورد تلاش‌هاي زيادي  براي معرفي ادبيات و فرهنگ ايران مي‌كند كه جاي تقدير دارد.

اين روزها هم قرار است با همكاري دكتر‌عباس ميلاني، همسر ايشان، ترجمهء دقيقي از ديوان شعرهاي من از سوي دانشگاه استنفورد منتشر شود كه براي من خبر خوشايندي است. ترجمهء شعر به خودي خود كار دشواري است. حالا اگر از زبان فارسي هم باشد كه دشوارتر. اما به نظرم اين ترجمه با وجود تمام ريزش‌هايي كه در ترجمهء شعر وجود دارد، مي‌تواند حق مطلب را دربارهء شعرهايم ادا كند

البته شعرهاي او در آلمان و لندن نيز بارها و بارها به چاپ رسيده است.

بهبهاني اين روزها مشغول جمع‌آوري مدارك لازم براي ارسال به آكادمي نوبل در استكهلم است. تا به اين ترتيب آنچه را كه داوران اين جايزه براي بررسي لازم دارند، در اختيار آن‌ها بگذارد.

بهبهاني اولين ايراني نيست كه به ليست نامزدهاي جايزهء ادبي نوبل راه يافته است، اما بسياري معتقدند شرايط ادبيات داستاني ايران حال كاملائ فرق كرده است.

چند سالي است كه ديگر شاعران ايراني هر از گاهي در سطح بين‌المللي درخشش‌هايي دارند و دوران سكوت و بي‌خبري  محض دربارهء ادبيات ايران به سر آمده است. در سال‌هاي دور محمود دولت‌آبادي، احمد شاملو و محمدعلي جمالزاده به ليست نامزدهاي دور اوليهء اين جايزه راه پيدا كردند، اما حالا بهبهاني چـندان هم مهجور نيست. شيكاگو تريبيون خبر حضور سيمين بهبهاني در مراسم شعرخواني را به طور كامل پوشش داده بود. نويسندهء اين گزارش با اشاره به روح بي‌‌مرز شعر بهبهاني نوشته است: «سيمين بهبهاني در آستانهء 80 سالگي، بي‌هيچ تفرعني شعرهاي روان را مي‌خواند كه روح بي‌مرزي در آن سيال بود، موسيقي شعر او هر دوستدار شعري را مسحور مي‌كرد

بهبهاني پيشتر در سطح بين‌المللي جوايزي همچون جايزهء صلح پراگ، جايزهء دفاع از آزادي بيان و حقوق بشر را دريافت كرده است. شعرهاي او تا امروز به زبان‌هاي اسپانيايي، آلماني و فرانسه بارها ترجمه شده است.

سـيـدعلـي صـالحي، عضو كانون نويسندگان ايران دربارهء بيانيه‌اي كه از سوي كانون نويسندگان ايران خطاب به آكادمي نوبل نوشته شده است، گفت: « كانون نويسندگان ايران طي نامه‌اي خطاب به هيات داوران جايزهء نوبل ضمن ابراز خرسندي از نامزدي بانوي غزل ايران اعلام كرد كه جاي بسي خوشحالي است كه بالاخره جهان نتوانست ادبيات ايران را ناديده بگيرد.سيمين بهبهاني را از ميان اهل قلم معاصر ايران انتخاب كرده است.» و در نهايت در اين نامه ابراز اميدواري شده است كه جايزه به خانم بهبهاني اهدا شود; زيرا كه او توانايي و لياقت دريافت اين جايزه را دارد.

صالحي افزود: «به عنوان يك شاعر از اعلام اين خبر بسيار خرسندم. اين اتفاق براي مردم ايران و اهالي ادبيات بسيار فرخنده است. حتي اگر اين جايزه نصيب ادبيات ايران نشود، باز هم بايد اميدوار بود. همين كه سيمين بهبهاني مسير پرسنگلاخ ادبيات  ايران را تا آستانهء اين جايزه رساند اين خود به تنهايي شايستهء تقدير است.

كانون نويسندگان ايران طي اين بيانيه نيز به نوعي از ناديده گرفتن فرهنگ و ادبيات ايران در طول اين سال‌ها گلايه كرده است و از سوي ديگر بهبهاني نيز طي سفري كه به آمريكا داشت در برنامه‌هاي مختلفي كه به عنوان شب شعر ايران برگزار شد نيز روي اين مساله تاكيد زيادي داشت.

بهبهاني مي‌گويد: «گاهي وقت‌ها فكر مي‌كنيم ما در قعر يك چاه فرياد مي‌زنيم و صداي ما به هيچ جا نمي‌رسد. در حالي كه اين حق ادبيات و شعر ايران نيست. براي اين‌كه وقتي كسي با شعر و ادبيات ايران برخورد مي‌كند، در همان لحظهء اول شيفته مي‌شود و اين هجري كه گريبان ادبيات ما را گرفته است، تنها به خاطر بي‌توجهي مجامع جهاني است.

با اين حال بهبهاني مي‌گويد: «من جايزه‌ام را از دست هموطنانم گرفته‌ام و اين به اندازهء نوبل براي من ارزش معنوي دارد. من از تجربهء زندگي هنري‌ام راضي هستم. براي اين‌كه مردم مرا دوست دارند و مي‌شناسند. به نظرتان اين براي يك شاعر كافي نيست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 1:18  توسط قلم  | 


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 2:28  توسط قلم  | 

                      بهاران خجسته باد

          پيام نوروزی كانون نويسندگان ايران

فرارسيدن نوروز را به شما شادباش می‌گوييم. سال‌ها سپری می‌شود و ما، اعضای كانون نويسندگان ايران ، در آغاز هر سال ياد عزيزان جان باخته در راه آزادی انديشه ، بيان و قلم ، به ويژه سعيد سلطانپور، احمد ميرعلايی ، غفار حسينی ، محمد مختاری ، محمد جعفرپوينده را گرامی می‌داريم. ما همچنان در كنار مردم آزاديخواه بر استقرار نهادهای مدنی و صنفی و آزادی اجتماعات پای می‌فشاريم و خواهان: لغو سانسور، آزادی زندانيان سياسی و مطبوعاتی ، قطع احضار و محاكمه‌ی دانشجويان و روزنامه‌نگاران ، آزادی اعضای هئيت مديره‌ی سنديكای كارگران شركت واحد ، روشن شدن سرنوشت پرونده‌ی قتل‌های سياسی موسوم به قتل‌های زنجيره‌ای و ... هستيم.

مردم شريف و آزاده‌ی ايران
فرارسيدن نوروز را به شما شادباش می‌گوييم. سال‌ها سپری می‌شود و ما، اعضای كانون نويسندگان ايران ، در آغاز هر سال ياد عزيزان جان باخته در راه آزادی انديشه ، بيان و قلم ، به ويژه سعيد سلطانپور، احمد ميرعلايی ، غفار حسينی ، محمد مختاری، محمد جعفرپوينده را گرامی می‌داريم.
ما همچنان در كنار مردم آزاديخواه بر استقرار نهادهای مدنی و صنفی و آزادی اجتماعات پای می‌فشاريم و می‌خواهيم:
١ - از آنجا كه فشار سانسور بر عرصه‌ی نشر كتاب و مطبوعات هر روز فزونی می‌يابد، مصرانه می‌خواهيم كه تيغ سانسور از ساحت كتاب و مطبوعات هرچه سريع تر كوتاه شود.
٢ - دكتر ناصر زرافشان عضو كانون نويسندگان ايران و وكيل خانواده‌ی قتل‌های سياسی ، موسوم به زنجيره‌ای كه برای دفاع از عدالت نزديك به چهار سال است در زندان به سر می‌برد، هرچه سريع تر آزاد شود.
٣ – وضع پرونده يوسف عزيزی بنی‌طرف و محسن حكيمی (از اعضای كانون نويسندگان ايران) هرچه زودتر روشن شود.
٤ – اكبر گنجی نويسنده و روزنامه‌نگار كه به زودی دوره‌ی حبس شش ساله‌ی وی به پايان می‌رسد هرچه زودتر و بدون قيد و شرط آزاد شود.
٥– سرنوشت پرونده‌ی قتل‌های سياسی موسوم به قتل‌های زنجيره‌ای كه در آن دو عضو كانون نويسندگان ايران، محمد مختاری و محمد جعفر پوينده با بی‌رحمی و سفاكی كشته شدند و نيز پرونده‌ی قتل زهرا كاظمی هر چه سر يع تر روشن شود.
٦– احضار و محاكمه دانشجويان و وبلاك نويسان ، سردبيران و مسئوولان نشريات عمومی و دانشجويی به دادگاه و فيلترينگ سايت‌ها كه بطور پيوسته و گسترده در جريان است متوقف شود.
٧– اعضای هئيت مديره‌ی سنديكای كارگران شركت واحد از جمله منصور اسالو و همكارانش كه به خاطر دفاع از حقوق قانونی خود دستگير و زندانی شده اند هرچه زودتر و بدون هيچ قيد و شرطی آزاد شوند و همچنين همه‌ی كاركنان اخراجی شركت واحد به سركار خود بازگردند.
٨– ما همچنين خواهان روشن شدن نهايی پرونده‌ی عبدالفتاح سلطانی و رفع اتهام از ايشان هستيم.
و سرانجام چون هميشه آرزومنديم هرگونه برخورد ضدانسانی در همه‌ی عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی مردم ايران منسوخ گردد. تا همگی با هرنوع عقيده و انديشه در كنار هم در صلح و بهروزی و سلامت و امنيت زندگی كنند.

كانون نويسندگان ايران
اسفند ١٣٨٤
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 17:47  توسط قلم  |